تبليغاتX
اطلاعات عمومي
همه گونه اطلاعات عمومی
سلام دوستان خوشحالم که یک بار دیگه پیش من میاید تا آپ جدید منو ببینید.ببخشید که یه مدت نبودم می دونید خیلی گرفتار بودم اما به یاد همتون بودم بخصوص دوست خوبم

امروز می خوام چند نصیحت خوب براتون بنویسم

بقراط می گه هرکسی چهار چیز را بوسیله چهار چیز طلب کنه نشدنی را خواسته

۱- اجر را بوسیله ریا   ۲- دوستی مردم را با خشونت    ۳- وفای دوستان را با بی وفائی   ۴- علم را با راحت طلبی

چهار چیز دلیل سعادتست: ۱-دوستداری علم  ۲- نیکوئی حلم  ۳- جواب صحیح دادن  ۴- کار بی اشتباه کردن

چهار چیز نشانه بزرگی است: ۱-فروخوردن غصه  ۲- استفاده از فرصت  ۳- کمک گرفتن از آراء مردم  ۴-مدارائی با دشمن

و این هم برای شما که خیلی دوستون دارم: اگر برای کسی کار مهمی پیش بیاد که علاج پذیر نباشه شب جمعه بعد از نماز عشاء ۱۲۰۰ مرتبه بگه یا الله یا رباه یا سیداه  مهمی که داره کفایت میشه انشاءالله. یادتون نره با خلوص نیت باشه

یادتون نره به من سر بزنید ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 17:49  توسط عارف  | 

جنون از مرز من برگشته است مرز من روح است و روحم يك ستاره. اختر بخت مرا هيچ منجم نشناخت.

دوستان شما بگين اينا كه مي گم خوبه يا بد

ميدونيد اينو همينطوري به ذهنم اومد و نوشتم. اما واقعا درسته. حداقل در مورد خودم.چون تو اين مدت يه جوري هميشه با همه فرق داشتم.اين تا جائي رسيده بود كه حتي ديگران هم مي فهميدن و مي گفتن. البته همه كه نه فقط اونهائي كه بيشتر باهام بودن اونم تازه بعد از مدتها كه از دوستيمون ميگذشت.راستشو بخواين اوايل خودم هم نمي دونستم اما بعدا يواش يواش فهميدم اولا خدم هم باورم نمي شد.حتي دوست نداشتم باور كنم. اما بالاخره روزگار مجبورم كرد كه بپذيرم. البته خصوصيت بدي ندارم باور كنيد راست مي گم. اصلا يكي از خصوصيات من اينه كه هيچ وقت دروغ نمي گم. يكي از خصوصيات من اينه كه مثل همه جون هاي هم سن و سال خودم نيستم.به چيز هائي كه اونها علاقه داند مثل فوتبال و فيلم و تلويزيون و اينجور چيز ها من علاقه بخصوصي ندارم. البته بدم نمي آد اما شيفته هم نيستمالبته قصد پرحرفي ندارم.اما بذاريد بگم . كوچيك كه بودم همه مي گفتن زياد حرف مي زني اما بر عكس الان همه بهم مي گن كم حرفي. انم كه تا حالا نوشتم به نظرم خيلي زياده.هر كاري كه مي خوام انجام بدم دوست دام تا آخرش برم. هيچوقت هم وسط كار نمي مونم.

اين آخر كاري يه خاطره هم بگم: مدرسه كه مي رفتيم من يكي از بچه درس خوناي مدرسه مون بودم.يه روز يكي از همكلاسي هامون كه دوست من هم بود املا كم گرفت. اخ چشمتون روز بد نبينه هاي هاي گريه مي كرد اونم چقدر؟ از صبح تا ظهر. منم عوض اينكهبهش دلداري بدم تا ظهر باهاش گريه كردم مي گفت تو چرا گريه مي كني مي گفتم طاقت ندارم گريه كردن تو رو ببينم.اما يه روز كه خودم همون بلا سرم اومد با اينكه خيلي ناراحت شدم اما به خودم مي گفتم با گريه كه كاري درست نميشه درس بخون جبران كني بهر حال ممنونم كه گوش دادين.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 0:35  توسط عارف  | 

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛

آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم

و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی

تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد

باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من

هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه

جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه

چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا

خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم.

فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش

نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟

من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و

زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی

تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من

قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه

مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند

كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.

من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی

خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که

نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام ...

سلام . اینم برای همه ی کسانی که تنها هستند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:31  توسط عارف  | 

امروز بد نبود.بعد از ظهر کلی وقت داشتم تا بعضی کارهای عقب افتاده رو جفت و جور کنم.سری هم به اینجا زدم. گفتم شاید کسی سر زده باشه اما دیدم خبری نیست. بهر حال ناامید که نمی شم .البته این وبلاگ دو روزه که باز شده تا بیاد جا بیفته کلی طول میکشه.راستی اگه مطلب جالب از اطلاعات عمومی دستتون رسید به ما هم بدین اینجا بزنیم. 

از این که به من سر زدین ممنونم.دیگه باید برم .آخه میدونین امشب مهمونم. جای همتون رو خالی میکنم.به امید دیدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 20:3  توسط عارف  | 

سلام

امروز می خوام از اسم های قرآن براتون بگم. میدونید قرآن ۵۵ اسم داره؟

کتاب-مبین-قرآن-کریم-نور-هدی-رحمه-فرقان-شفاء-موعظه-ذکر-مبارک-مرفوعه-علی-حکمه-حکیم-حبل-مطهره-صراط-مستقیم-قیم-قول-فصل-نبا-احسن الحدیث-مثانی-متشابه-تنزیل-روح-وحی-عربی-بصائر-صحف-بیان-علم -حق-مکرمه-هادی-عجب-تذکره-عروه الوثقی-صدق-امر-عدل-مندی-بشری-مجید-زبور-بشیر-نذیر-عزیز-بلاغ-قصص-کلام و مهیمن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:55  توسط عارف  | 

برای غلبه بر دشمن و مغلوب نمودن مدعی روی ناخن انگشت ابهام دو حرف ع و دو حرف س بصورت ع ع س س بنویس انشاءالله کارساز خواهد بود.

 

اگر کسی بخواهد که مویش سفید نشود زهره قوچ را با روغن زیتون بیامیزد و بر موی خود بمالد.

بوئیدن سیب برای بخواب رفتن بسیار موثر است.

لقمان: واجب است که به سه دسته مدارا کنی:مریض و سلطان و زن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 23:45  توسط عارف  | 

 

vuy

این تصویر زیبا هدیه است به همه بازدید کنندگان عزیز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 2:32  توسط عارف  | 

دوستان سلام

اینجا توپاز است. می خواهم با همه شما دوست باشم.می خواهم از شما بیاموزم انچه را که  می دانید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:43  توسط عارف  |